جمعه هشتم اردیبهشت 1391
لیگ برتر فوتبال با آلومینیوم هرمزگان آفتابی تر خواهد شد
آلومینیوم هرمزگانی ها را لیگ برتری کرد
پس از مدتها که علاقمندان فوتبال در استان هرمزگان منتظر حضور یک تیم در سطح اول فوتبال کشور بودند بالاخره انتظارها به پایان رسید و تیم آلومینیوم با هدایت اکبر میثاقیان مربی توانا و زحمتکش فوتبال ایران توانست با اقتدار و فاصله مناسب با دیگر رقبا به عنوان تیم اول گروه ب لیگ آزادگان راهی لیگ برتر شود پاتلیها راهیابی تیم آلومینیوم را به لیگ برتر ابتدا به مردم خونگرم استان وهواداران این تیم و سپس جامعه ورزش استان علی الخصوص دست اندرکاران آلومینیوم تبریک عرض نموده و از همین جا از مسئولین استانی منجمله استاندار, نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی, هیئت فوتبال استان , فرماندار,مدیران شرکت آلومینیوم می خواهد حمایت خود را از این تیم دریغ نورزند و همین حالا به فکر تقویت تیم در لیگ برتر باشند.

این پست در حمایت از نماینده مردم هرمزگان در لیگ برتر فوتبال یادداشت گردیده لذا شما هم می توانید با درج نظر حمایت خود را از نماینده استان اعلام دارید.
پنجشنبه دهم آذر 1390
لباس و چادر بندری نماد روحیه شاد زیستن
وقتی ما به فرهنگ ایل و تبارهای ایرانی نگاه می کنیم از میان همه اقوام این ساحل نشینان خلیج فارس و دریای عمان خصوصا" حوالی تنگه هرمز و بندرعباس (گامبرون سابق) هستند که از لحاظ پوشش لباس و چادر زنانه در تنوع بخشیدن و استفاده از رنگها منحصربفرد هستند به گونه ای که اگر به دستار و جلویل بندری بنگریم مهارت و حس زیبایی شناسی این مردم چشم ها را خیره می کند خوس را به اشکال هندسی و نقشینه های گل نما چنان در زیر چادر برق می زند گویی نور از زیر چادر به بیرون تشعشع می نماید چادر و لباس های رنگارنگ و گلدار در رنگهای روشن , قرمز , سبز , آبی و ... که نشان از روحیه سرشار از امید مردم دارد شلوار زنانه بندری که برای دوخت یکی از آنها حداقل 2 الی 3 نفر مشارکت دارند به طور مثال شک و زر از بخشهای بافتنی آنند که هر کدام بخودی خود نیاز به مهارت زیادی دارند و در نهایت برقع را هم به این پوششها اضافه نمایید تا چهره یک زن بندری در ذهنتان تداعی شود امیدواریم این فرهنگ بالاخص دوخت و دوز و لباس سنتی این بخش از سرزمین پارسیان به فراموشی سپرده نشود و در کنار رشد و ترقی علمی و تکنولوژیک جامعه ارزشهای سنتی نیز حفظ گردد.
مدیریت پاتلیها
دوشنبه سی و یکم مرداد 1390
ما هنوز خانه بهداشت نداریم
بعد از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی با وجود اینکه دوردست ترین مناطق ایران دارای خانه بهداشت مستقل هستند علیرغم قرار گرفتن در بخش مرکزی شهرستان بندرعباس به عنوان مرکز استان هرمزگان و برخورداری از بهورز و سابقه , هنوز خانه بهداشتی برای روستا ساخته نشده است بهداشت و سلامت پایه اولیه و از ابتدایی ترین حقوق یک ملت در یک جامعه است ولی در این بخش از ایران اسلامی نادیده گرفته میشود سالها از درخواست ساخت خانه بهداشت توسط شورای اسلامی روستا میگذرد در سال گذشته با مصوب شدن ساخت آن بعلت اشنباه در نام آن به محل دیگری انتقال یافت در صورتیکه در مورخه24/4/81 طی نامه شماره 146 این موضوع را گزارش داده بود خیری نیز پس از انتقال آن اعلام آمادگی نمود اما به علت اوضاع نابسامان اقتصادی کنار کشید .به امید فردایی بهتر
سومین خیری - حاج غ .. - که برای ساخت خانه بهداشت اعلان آمادگی کرده بود انصراف خود را پس از مدتها انتظار به شکلی اعلام نمود تا آب سردی باشد بر پیکر فرتوت این سرزمین خسته ............
یکشنبه دوازدهم تیر 1390
اقسانه ای به نام بیبری در تصور بندری های قدیم
از زمانهای دور حکایت میکنند موجودی به نام بیبری شبها به خانه های مردم حمله میکرد و مال و دام و حتی فرزندان آنها را باخود برده کشته و یا تکه پاره میکرد سپس از دیده ها محو می گشت به طوری که هرکس نام بیبری به گوشش میخورد تنش به لرزه در می آمد و سکوتی غمبار وجودش را فرا میگرفت از گفته ها چنین به نظر میرسد که ابتدا این حیوان کفتار, گرگ و یا جاندار درنده ای بوده است به دلیل اینکه بیبری بیشتر قربانیان را با خود می برده است و آثاری از خود باقی نمی گذاشت بعدها هیبت و ترس از این موجود درنده خو تصوری فراتر از یک حیوان به آن بخشید و واژه بیبری مترادف شد با چهره ای از یک جانداری با دوپا , قیافه ای شیطانی , چنگالی خوناشام و چهره ای سیاه که قادر به راه رفتن با دستهای خود نیز هست (این تصویری است که خود بنده از بیبری در ذهنم خطور میکرد) اگر بچه ای شب نمی خوابید و با به امری تمکین نمیکرد او را با لغت بیبری چنان می ترساندد که دیگر جرأت نافرمانی نمیکرد خود نیز به یاد دارم چگونه این از این لفظ استفاده میشد به نظر میرسد این دزد شبهای تاریک دیگر قادر به حمله نیست و خانه ها دیگر از سبند و برگ خرما درست نمیشود که آنها به آسانی بتوانند مزاحمتی ایجاد کنند و اگر هم قصد چنین کاری بکنند با دیدن چراغهای تیربرق و ماشین ها دیگر فکر بیبری شدن از ذهنشان پاک میشود بعضا" از بیبری به عنوان دزد بچه ها هم یاد میشد بندر و پاتل حال بیبری را فراموش و جز خاطره ای و افسانه ای, چیزی درذهن ماها و قدیمی ترها باقی نمانده است.

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390
پرواز سوی جانان در سکوت تنهایی
روی دیوار بی اعتمادی
, شبهای سکوت تنهایی
, نوشتم جمله ای قصار برای فهم و دانایی
, ای انسان
, بزرگ باش و متین
, من باتو خواهم بود
,در این دشت پر آشوبم
, بخوان همراه خروس سحر
, نگاه وا مانده از ترس بی خود بودن
خدا را بین در آب روان در برگ در سایه
بلند شو خرقه بیانداز
پوستین چاک و نعلین پاره کن
سوی جانان پر گشا و پرواز کن
خدا با ما یار بود و یاور گشت
دایره دوار با ما همساز گشت
دوشنبه ششم دی 1389
ترنم خیس خیس باران بر برگ برگ سبز درختان

گویم سخن با آن زبان بی زبان
خدایا بفضل عطا کن نعمت باران
دست به دست بااین جام جهان
همدعاگشته سوی درگهت منان
درگذر زین گستاخی های بندگان
تویی سرور و یار جان و جنیان
بباران نم نم خیس خیس باران
بر آن برگ برگ سبز درختان
جان فاروق فدای تو رب ربان
صدایت میکنم ای خدای مهربان
نعمت ترنم باران فزونی گردان
میدانیکه تنها تویی یاری رسان
الهی خوشحالم ز بارش باران
که هر کجا بارد زهو دارد نشان
۲۴/09/1389 ف - س تهران - پانسیون فاطمی
دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389
مسابقات جام رمضان مجتمع خیریه وحدت پاتل بنوبند به پایان رسید
| عنوان | تبم | اسامی بازیکنان |
|
قهرمان |
نور |
1-حسین پرده یاقوت 2- محمد میری شهروئی 3-فاروق سالاری ۴ -محمد عالی پور 5-یوسف چوپانزاده 6-یوسف رحمانی 7-محمد چوپانزاده |
|
نائب قهرمان |
همشهری |
1-محمدصالح محمودی 2- فاروق چوپانزاده 3-محمدصالح بیدخام 4-عادل میری شهرویی ۵-عبدالعزیز میری شهرویی 6- عظیم راهی (جایگزین احمد فقیه و محمود داد) |
|
سوم |
الاهلی |
1-فرامرز راهی 2-عبداله چوپانزاده 3-تیمور شعبانزاده 4-امین چوپانزاده 5-هارون چوپانزاده 6-محمد پرده یاقوت |

جمعه پانزدهم مرداد 1389
جشن پرواز وحدت بادبادك ها با حضور مشتاقان برگزار شد
جشن پرواز وحدت بادبادكها به مناسبت هفته جهاني تغذيه با شير مادر در مورخ چهاردهم مرداد ماه هشتادونه به ميزباني موسسه خيريه وحدت پاتل بنوبند برگزار شد و از تعداد 51 بادبادك شركت داده شده محصول عبدالرئوف حسن احمدي به شماره 51 به عنوان بلند پروازترين بادبادك با بيشترين ارتفاع پرواز برنده اين قسمت از مسابقه شد در بخش قشنگترين و زيباترين بادبادك محصول مشترك صفيه و سبحان حاجي حسيني به شماره 13 بعنوان قشنگترين و پر محتواترين بادبادك انتخاب شد و در بخش قرعه كشي بادبادك شماره 28 متعلق به وهب سالاري برنده اين بخش از مسابقه شد.
براي مشاهده اطلاعات بيشتر به لينك زير مراجعه نماييد.
جوایز:
بلندپروازترین بادبادک :یکدستگاه تلفن خانگی
قشنگترین بادبادک : یکدستگاه تلفن خانگی
قرعه کشی : یکدستگاه بازی سگا
شنبه دوازدهم تیر 1389
آدرس جديد موسسه خيريه وحدت پاتل بنوبند
براي كسب اطلاعات در مورد موسسه خيريه وحدت به آدرس زير مراجعه نماييد.
موسسه خیریه وحدت پاتل بنوبند دارای مجوز رسمی از سازمان بهزیستی استان هرمزگان در جهت مشارکت در امور خیر و کمک به افراد محروم خصوصا کودکان و نوجوانان و جوانان و زنان کم بضاعت بوسیله اجرای برنامه و پروژه های فرهنگی ورزشی اجتماعی مددکاری مشاوره ای عمرانی تفریحی مالی و ... فعاليت دارد.
سرفراز ايران و ايراني : موسسه خيريه وحدت پاتل بنوبند
دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389
قرابت و دوستی مردمان پاتل و تازیان
از دیر زمان تا به حال هر چه بین اهالی دو قریه پاتل و تازیان رخ داده حاکی از مناسبات رئوفانه و مهربانانه ای است که بین دو ملت سرگذشت گشته ؛ شایسته است به پاسداشت این همه رفاقت و دوستی قلمی در این وادی نگاشته شود بزرگان به ما گفته اند سالهای دراز با مردمان اصیل تازیان زیسته ایم و جز خوبی ندیده ایم و از جوانان گر پرسیده ایم گفته اند یاران یار داشته ایم سراسر دوست و رفیق که همیشه پشتوانه هم بوده ایم در طول سالیان طفولیت ، همواره با هم مدرسه و سرباز بوده ایم . در کنار هم کشاورزی کرده اند و دامداری و حاصل آنرا با هم قسمت کرده اند همیشه دوستی این دو قوم اصیل زبانزد خاص و عام بوده و از میان اینهمه روستا در منطقه باید نام دو روستای دوست را بر آن نام نهاد در شهر غریبی اگر کسی از دو طرف همدیگر را ببیند یاد وادی خویش بر ذهنش خطور خواهد کرد و یک همولایتی . خوب است ما هم به ترتیب گذشتگان دست رفاقت همدیگر را بفشاریم و برای آبادی و آبادانی منطقه تلاش کنیم.
یاد رفقای مدرسه به خیر
دوشنبه ششم اردیبهشت 1389
فصل کشاورزی در پاتل در آستانه اردیبهشت به پایان رسید
یک فصل کشاورزی در منطقه پاتل به علت پایین بودن قیمت محصول زودتر از سال گذشته و سالیان قبل به پایان رسید تا ماحصل آنچه کشاورزان در طول 10 ماه تلاش و کوشش شبانه روزی مردان و زنان دلیر و کوشای این خطه از ایران زمین نمایان شود در این فصل با وجود تورم ناشی از پارامترهای اقتصادی اجتماعی و هزینه های اولیه کاشت داشت و برداشت از جمله مواد مصرفی شامل سموم دفع آفات پلاستیک لوله های قطره ای و نوار و ... به گونه ای بالا بود که قیمت پایین نهاده در بازار نتوانست جوابگوی این هزینه های سرسام آور باشد نهادهای زیربط هم هیچگونه توجهی به این مسایل نشان ندادند بارش شدید تگرگ و خرابی ناشی از این حوادث که محصولاتی از قبیل گوجه و فلفل را به صورت 90 درصد تخریب کرد و عملا از رسیدن آن به بازار مصرف جلوگیری کرد و محصول عمده این منطقه بادمجان را به صورت عمده دچار شکستگی سرشاخه های آن کرد با توجه به رشد سرشاخه های آن در مدت یکماه گل و ثمر گرفت آن دیگر بازاری وجود نداشت که خریدار آن باشد و با همه داشتن محصول به پایان رسید البته از ابتدای فصل هم قیمت محصول پایین بود و رونق گذشته را نداشت خداوند را باید شاکر بود و از نعمت هایش تشکر کرد و به امید سالی بود سرشاراز محصول خوب و بهره ای فزونتر از سابق .
شنبه بیست و هشتم آذر 1388
شروع عملیات طرح هادی روستای پاتل بنوبند
طرح هادی پاتل بنوبند :
بنیاد مسکن انقلاب اسلامی شهرستان بندرعباس با همکاری دهیاری و شورای اسلامی روستای پاتل بنوبند با ایجاد دو ورودی و تخصیص یک شاهراه اصلی به صورت یک کمربند از سمت غرب به شرق و ایجاد یک محور از ورودی وسط روستا به سمت مسجد جامع در حال اجرای پروژه با در نظرداشت کمترین تخریب و راه اندازی کمربند میانی جهت رفاه حال اهالی اقدام و عملیات زیرسازی و تخریب و بهسازی کوچه ها را آغاز نموده اند.
طرح هادی چیست ؟
طرحی است که ضمن ساماندهی و اصلاح بافت موجود ، میزان و مکان گسترش آتی و نحوه استفاده از زمین برای عملکرد های مختلف از قبیل مسکونی ، تولیدی ، تجاری و کشاورزی ، و تأسیسات و تجهیزات و نیازمندیهای عمومی روستایی را بر حسب مورد در قالب مصوبات طرحهای ساماندهی فضا و سکونتگاههای روستایی یا طرحهای جامع ناحیه ای تعیین می نماید.
هدف از طرح هادی :
۱- ایجاد زمینه توسعه و عمران روستاها با توجه به شرایط فرهنگی،اقتصادی، اجتماعی.
۲- تعمین عادلانه امکانات از طریق ایجاد تسهیلات اجتماعی، تولیدی،رفاهی.
۳- هدایت وضعیت فیزیکی روستا.
4- ایجاد تسهیلات لازم جهت بهبود مسکن روستاییان و خدمات محیط زیستی و عمومی


سه شنبه پنجم آبان 1388
شما هم با یک کلیک میتوانید به کودکان فقیر و گرسنه کمک کنید
سازمان ملل حركت جديدی را برای كمك به كودكان فقير و گرسنه جهان شروع كرده است كه بر اساس آن به ازای هر كليك روی يك سايت معرفی شده، به يك كودك گرسنه در جهان غذای رايگان میرسد.
در اين برنا مه ، كاربران با مراجعه به سايت اينترنتی :
بر روی دكمه زرد رنگ بالاي صفحه كليك كرده و به اين ترتيب به ازای هر كليك، كمپانيهای اسپانسر هزينه يك وعده غذای رايگان را براي کودکان تقبل ميکنند.
سایت اینترنتی مذكور توسط سازمان ملل و بخش برنامه تامین غذا ((WFP راهاندازی شده و به تبلیغ و فعالیت در این زمینه میپردازد.
جلب مشاركت كاربران برای كمك به گرسنگان جهان، از اهداف اصلی این سایت ذكر شده است.
ما هم از طرف پاتلیها شما را دعوت به همکاری و کلیک بر روی سایت مذکور می نماییم.
جمعه سوم مهر 1388
خلوت کوچه سرد و غریب با یک حواس نجیب
خلوت کوچه
توی کوچه های سرد غریب من بودم و حواس نجیب
گهی به فکر برهان و دلیل گه نگاه سوی رب جلیل
چشمم ستاره دید ماه من حور بود در دشت و دمن
آه ای فکر و خیال عجیب مرا برده ای سوی حبیب
تو گویی اینهمه چه بود آن نگارینه مهسا که بود
خدا کند که خود خدا بود یا که دوستش ناخدا بود
فاروقا تو خوابی یا بیدار رفت آن سایه سارسپیدار
شبم خواب و روزها کار نهایت تمامست این روزگار
سروده از فاروق ؛ اول مهر هشتاد و هشت
شنبه چهاردهم شهریور 1388
باشگاه فرهنگي ورزشي فردوس پاتل بنوبند+عكس
سه شنبه ششم مرداد 1388
برقع يا بركه نشانه حجاب و حفظ سنت ديني و بومي در پاتل بنوبند
اساسا" در خيلي از ممالك اسلامي و دول شرقي علي الخصوص كشورهاي حوزه خليج فارس يا شبه قاره هند يا جنوب شرق آسيا از روبند يا نقاب براي پوشش صورت و چهره زنان محجبه مورد استفاده قرار مي گيرد چنانچه كه هم اكنون در خيلي از كشورهاي اروپايي زنان مسلمان از آن استفاده مي كنند آنچه كه الان مورد نظر ماست استفاده دختران و زنان روستاي پاتل بنوبند به عنوان يكي از روستاها و مناطق جمعيتي دست نخورده از لحاظ بافت جمعيتي و يا نفوذ نفوس غير بومي به داخل روستا و عدم تغيير فرهنگ مردم اين روستا حداقل طي ۱۰۰ سال گذشته است و اين نشان دهنده آن است كه حفظ اين سنت در بين دختراني كه به سن بلوغ مي رسند به عنوان يك پوشش اسلامي در نظر گرفته و خانواده ها نيز حامي اين سنت قديمي و رو به زوال هستند چنانچه در خيلي از روستاها و يا مناطق همجوار اين شيوه از رونق افتاده و به سمت نابودي پيش مي رود. قرين به ۹۵٪ درصد دختران و زنان روستا از اين پوشش استفاده مي كنند و جالب است بدانيد حلقه اي كه در كنار برخي برقع يا بركه ها نصب است تمايزي است كه زنان را از دختران جدا مي سازد . يكي از جواهراتي كه از طرف داماد براي عروس خريده مي شود بدون استثناء يكي از آنها حلقه بركه است كه به علت قلت و كمبود آن طبق سفارش از شهرستان يزد مي آورند همواره دختران و زنان پاتل بنوبند را چه در زمان كار يا هر فعاليت اجتماعي ديگر شما مي توانيد از روي بركه آنان تشخيص دهيد اميد است دوام و محافظت از سنت گذشته و پايبندي به اصول خانواده راه را براي رشد و ترقي اجتماعي هموار نمايد.
توضیح : با توجه به اشتباه برداشت بعضی خوانندگان نسیت به کلمه و لفظ ((سنت)) یادآور می شوم که منظور از سنت همان سنت بومی و منطقه است که به اشتباه سنت پیامبر(ص) فرض شده لذا قابل تذکر است اینکه سنت بومی و قدیمی برقع بندری روشی است برای حفظ سنت حجاب است ولا غیر.
شایسته آنهایی که از این فرض اشتیاه برای ادله قرار دادن و زیر سئوال بردن این مسئله سوء استفاده می کنند به جای ادعای روشنفکرانه و سر به زیر آب بردن کمی معقولانه تر فکر کنند و به استحضار میرساند استفاده کردن و یا نکردن از برقع هیچ التزامی در بر ندارد و همه در این امر آزادند.
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388
مراسم کلنگ زنی خانه بهداشت پاتل بنوبند
انجمن اسلامی جوانان پاتل بنوبند افتخار دارد با همکاری شورا و دهیاری روستا با مجوز از دانشگاه علوم پزشکی استان هرمزگان و مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس کلنگ خانه بهداشت پاتل بنوبند را زیر نظر مجمع خیرین سلامت استان هرمزگان در تاریخ شنبه ۲۹ فروردین سال ۸۸ خورشیدی و با عنایت و همت خیر بزرگوار آقای عبدالله رماسی به زمین زدند در مراسم کلنگ زنی خانه بهداشت پاتل بنوبند مهمانان ویژه ای دعوت بودند که به تعدادی از آنها اشاره می شود آقای داودی معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی استان هرمزگان و رییس مرکز بهداشت استان هرمزگان - آقای مرادی نسب ریاست محترم مجمع خیرین سلامت استان هرمزگان - آقای دکتر قاسمی رییس مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس - آقای خرم نسب بخشدار مرکزی شهرستان بندرعباس - آقای محمد خطیبی زاده نویسنده و هرمزگان شناس عالیقدر - آقای دکتر عبدالباسط خطیبی زاده کارشناس دانشگاه علوم پزشکی و آقای رحمانیان مسئول شبکه گسترش مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس و آقای فریدی و اعضاء محترم مجمع خیرین سلامت استان هرمزگان با حضور برادران و خواهران اهالی پاتل بنوبند برگزار شده و اکیپ سیمای خلیج فارس هم در این مراسم حضور داشتند.
ومن الله توفیق
* متاسفانه خیر محترم به علت پاره ای مشکلات ار پروژه کنار کشید و روستا همچنان فاقد خانه بهداشت است *.
پنجشنبه پنجم دی 1387
داستان سگ و گربه و قضاوت خر
داستان سغ و گربه و قضاوت خر
به سال هشتاد و هفت ویکهزار و سیصد خورشیدی در روستایی از روستاهای ایران زمین به نام پاتل سغی با گربه ای دعوا و مشاجره شان گرفته بود که گهی سغ و گهی گربه مدعی ادعا می شدند و یکدیگر را محکوم می کردند و سرانجام برای رسیدگی به شکایت به پیش خری رفته و داستان خود بازگو کردند. ابتدا سغ سخن آغاز نمود و گفت که سالیان سال است ما سغ ها در نزد مردم روستا احترام داشته ایم گذشته ها مردم گوشت و استخوان جلویمان می گذاشتند و منزل و سرپناه برای حفاظت از باد وباران برایمان درست می کردند که اذیت نشویم روزها گذشت و ما نگهبان و دربان دروازه خانه مردم بوده ایم و خور و خواب , آرامش و استراحت از آن ما بود چنان در ناز و نعمت بودیم که گلویمان می دیدی به یاد سغ پتیبل می افتادی صاحب خانه جایمان جارو می کرد و آب جلویمان می گذاشت و این بود احترام و عزت , نمیدانم این گربه چکار کرد که این بلای دربه دری شامل حال ما شده است هر چه گوشت و ماهی , خوراک و غذاست نصیب این گربه سبیل تیلنگی می شود وقتی برای استراحت به زیر کهور می رویم جناب برزگر سنگ و دار نصیبمان می کند و ما را از این بند به آن بند روانه میسازد یکی می گوید بلندشو سغ بی ادب که مش و جو خراب کردی به بند دیگر که می رویم آن یکی می گوید بلند شو سغ سهار که شیلنگ یکبار مصرف خراب می کنی به هیش و عروسی که می رویم چولنگو دار و سنگ نثار جان بی جانمان می کنند یادشان رفته که زمانی ما برای خود احترام و عزتی داشتیم .
ای داد بیداد از این روزگار گربه جایت بگیرد ای سغ گرفتار
احترام و عزت داشتیم بسیار گربه ما را قیافه گیرد روی دیوار
چنان بگیر دمش به زیر دندان آه سوز و آخش بلند گردد پرتوان
آی مردم بیایید سیل و تماشا ببینید آن دم بــریده گربه تا تـاشـا
من رفتم به یاد آن روزگاران تا گربه باشد نگیرد ز ما آب و نان
نوبت به گربه می رسد و او داستان را جور دیگر تعریف می کند و می گوید ای قاضی شکل ماهت گردم گوش خویش از سغ بگیر و سخن من بشنو . خر که گوشش به پهنای باند یو اچ اف دراز بود آنرا تکان داده و می گوید بگو گربه جان!!گربه چنین گفت: مدتها بود که ما گربه ها در شهر بودیم و گذرمان اینطرفها نمی افتاد سغ ها کجا بودند در آن مملکت , پدر بزرگ پدربزرگم قصه زده از پدرش و چنین گفته که زمانی که پرتغایها آمدند قشم و بندراولین کاری که انجام دادند این بود که در نهایت احترام به وضعیت ما رسیدگی کردند گوشت از کشتی می آوردند سرخ سرخ جلویمان می گذاشتند که اهالی سورو و جرون به چشمشان ندیده بودند پیش پیش هم نمی کردند که میوومان درآید حالا این سغ لولی آمده ادعای احترام و عزت می کند شما که در شهر استک حرما هم گیرتان نمی آمد امام قلی خان که آمد و جزیره قشم و بندر آزاد کرد و نام بندر از گامبرون به بندرعباسی و به نام شاه عباس عوض کرد ما هم به خاطر عزت و احترام و گوشه نشینی سوی اینجا آمدیم که روزهای اول تیر علی جلال هم گیرمان نمی آمد تا این روزگار چرخ خورد و این سغ های بی ادب و بی نزاکت دمشان روی کولشان گذاشتند و ما هم به احترام و شکوه گذشته مان برگشتیم.
ای دلا شکم خواهم پر زماهی سغها ببینم در نزدیکی چو سیاهی
برو دور شو ای سغ سهار کله ماهی گاریز بخواهم در نهار
صبحانه در سفره نان سوراغ نگیرد توی چشمت سبیلم در دماغ
شبها لیسیدم سبیلم زروغن سغ کوفتی ندارد سهمی زغذای من
خر خود را در مقام قضاوت می دید بادی در غب غب انداخته با صدای دلنشین عرعرکنان آنها را به آرامش دعوت کرد و به سغ گفت ای سغ جان!! تقصیر از گربه نیست تورم بالا رفته و جنس گران شده و شما هم تعدادتان زیاد , در این روزگاران بچه زیادی نمی شود نگه داشت چه رسد به سغ زیادی , مگر نشنیده ای که که بهداشت گفته هر روستایی یک سغ بسه و دوتاش زیاده , یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور , به گربه نیز چنین گفت: ای گربه جان!! گل گفتی ولی حالا چرا؟ درست است ما چند روزی از شهر دور بوده ایم ولی لاف در غریبی گوز در بیابان ! تعریف زیادی هم فایده نداره ماهی گاریز گیر صاحب خانه می آید؟ که کله اش گیر تو بیاید , کجا کاسه سوراغ پر می شود که تو نان و روغن هم به پهلویش می گذاری .
بروید دعا کنید که وضع مملکت خوب شده تا شکم شما هم سیر شود هرچند به قول شاعر گفتنی به لب سغ و گربه باران نمی آید . قصه ما به سر رسید الاغه به خانه اش نرسید.
13 شهریور ۱۳87 فاروق سالاری
منبع : نویسنده وبلاگ (از هیچ کتاب و نوشته ای استفاده نشده است)
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387
مسابقات فوتسال جام مجتمع فرهنگی ورزشی پاتل بنوبند
مسابقات فوتسال
انجمن اسلامی جوانان پاتل بنوبند با توجه به استقبال جوانان و نوجوانان روستا اقدام به برگزاری یک دوره مسابقات فوتسال با حضور ۷ تیم شرکت کننده در کنار مسجد جامع محمدی نمود در این مسابقات که به صورت دوره ای ۲۱ بازی انجام گرفت که ۱۶۷ گل از خط دروازه ها گذشت که از این میان چهار تیم خالد - زبیر - بلال و طلحه به دور نیمه نهایی راه یافتند که در نهایت تیم زبیر به عنوان قهرمانی دست یافت تیم خالد مقام دوم و تیمهای طلحه و بلال مشترکا" سوم شدند تیمهای سلمان ـ اویس و صهیب هم به ترتیب در جایگاه بعدی قرار گرفتند از کلیه دوستان شرکت کننده در مسابقات و تماشاگران محترم کمال تشکر را داریم.
مسئول برگزاری مسابقات فوتسال جام مجتمع فرهنگی ورزشی وحدت پاتل بنوبند( آبانماه ۱۳۸۷ )
دوشنبه چهارم شهریور 1387
جابه جا شدن عمدی و یا سهوی خانه بهداشت پاتل بنوبند
اعتراض به جابه جا شدن و انتقال خانه بهداشت پاتل بنوبند توسط مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس
موارد اشتباه , سهل انگاری و یا تخلف :
-
اشتباه در تغییر نام خانه بهداشت پاتل بنوبند به پاتل تازیان از سوی مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس
-
عدم اصلاح نام خانه بهداشت پاتل بنوبند با توجه به نامه نگاری شورای اسلامی در سال 83 طی نامه شماره 219 این شورا به مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس
-
توصیه فرد یا افرادی در خصوص اشتباه نام خانه بهداشت پاتل بنوبند به پاتل تازیان در خصوص جابه جایی خانه بهداشت از پاتل بنوبند به محله خوردهیران
-
اعلام کد باطل شده سال 75 پاتل تازیان با توجه نداشتن چنین کدی در سرشماری و آمار و اطلاعات سال 85 و آمار موجود از سوی دفتر امور اجتماعی فرمانداری شهرستان بندرعباس
-
استناد و اشتباه مرکز رسیدگی به شکایات نهاد ریاست جمهوری در بخش بهداشت و درمان بر اساس شواهد و مدارک مربوط به روستای پاتل بنوبند ارایه شده از سوی یکی از ساکنین محله خوردهیران به نام آقای ع.خ
-
عدم بررسی و رسیدگی لازم با توجه به حقانیت روستای پاتل بنوبند از سوی رئیس مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس نسبت به ارسال جوابیه به مرکز رسیدگی به شکایات نهاد ریاست جمهوری در بخش بهداشت و درمان
-
عدم توجه مرکز بهداشت به پارامترهای موجود مانند پارامتر جمعیتی بر اساس جمعیت 706 نفری روستای پاتل بنوبند نسبت به محله خوردهیران 80 نفری - پارامتر فاصله خانه بهداشت ( فاصله پاتل بنوبند تا نزدیکترین خانه بهداشت حدود 3 کیلومتر – فاصله خوردهیران با نزدیکترین خانه بهداشت حدود 900 متر) پارامتر شورا و دهیاری ( پاتل بنوبند دارای شورای اسلامی و دهیاری بوده ولی خوردهیران فاقد این دو نهاد می باشد) پارامتر داشتن بهورز روستای پاتل بنوبند و شرکت ایشان در کلیه کلاسها و اخذ کلیه مدارک و تجارب لازم
-
رعایت نکردن مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس بر اساس کلیه مدارک موجود در خود آن مرکز با توجه به بازدیدهای لازم از پاتل بنوبند در خصوص احداث خانه بهداشت و تحویل گرفتن زمین مورد نظر از شورای اسلامی موجود در مرکز بهداشت و انتقال آن به خوردهیران
-
اعطای نمایندگی به آقای ع.خ از سوی رئیس شورای اسلامی بخش مرکزی و فعالیتهای ایشان در این بخش بدون در نظر داشت بسیاری از مسایل مهم در اداره روستاها و محلات و ایجاد چنین اشتباه فاحش و بزرگی در بخش بهداشت و درمان و عدم اجرای رسالت مهم خدمات رسانی در این بخش از سوی وزارت بهداشت , درمان و آموزش پزشکی
-
توجه نکردن به دو اصل نظارت و بازدید از مناطق تابعه از سوی دو نهاد مهم دانشگاه علوم پزشکی و مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس
-
همکاری شخص یا اشخاصی با آقای ع.خ در مورد جابه جایی خانه بهداشت پاتل بنوبند جهت مقاص خاص
-
دادن مجوز ساخت خانه بهداشت بدون توجه به مسايل ذکر شده به پیمانکار از سوی رئیس مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس و تحویل دادن پروژه توسط پیمانکار به آقای ع.خ بدون هیچگونه سابقه فعالیت در امر ساخت و ساز و عدم رعایت اصول اولیه ساختمان سازی و عدم نظارت از سوی دفتر فنی مرکز بهداشت
-
عدم توقف اجرای عملیات و استفاده کردن کلیه مصالح پای کار با توجه به صورتجلسه فرمانداری شهرستان بندرعباس از سوی مجری پروژه
-
اعمال ضرر و زیان به شورای اسلامی و دهیاری و اهالی پاتل بنوبند با توجه به صورتجلسه دفتر فنی مرکز بهداشت به مبلغ 89000000 ریال
نظر شما در مورد این پست چیست؟! مقصر کیست؟
۱- مرکز بهداشت ۲- دانشگاه علوم پزشکی ۳- دفترفنی مرکز بهداشت ۴-آقای ع.خ ۵-شورای اسلامی پاتل بنوبند ۶- دهیاری تازیان پایین ۷-شورای اسلامی بخش مرکزی ۸-سایر موارد
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387
اختتامیه مکتبخانه و کلاسهای قرآن تابستانه پاتل بنوبند
کلاسهای قرآن مکتب خانه روستای پاتل بنوبند که زیر نظر مکتب خانه جنوب اداره می شده در مورخ دوم مرداد ماه با حضور آقای احمد محمدی مدیر مدرسه حفظ کشار و با حضور اولياء و مربیان آنها و با مساعدت انجمن اسلامی جوانان علی الخصوص کمیته آموزشی با تلاوت قرآن و ایراد صحبت هم چنین اهدای جوایز به نفرات ممتاز برگزار گردیده و از عوامل و دست اندارکاران آن تقدیر و تشکر بعمل آمد امید است در سایه قرآن آینده ای روشن در انتظار نونهالان و خردسالان این روستا باشد انشاءالله .
شنبه دوازدهم مرداد 1387
داستان گاگلی و آدمیزاد از زبان چرندگان و خزندگان
داستانی از زندگی دیروز و امروز آدمیزاد به زبان و روایت گاگلی
این داستان با حضور گاگلی ـ موروک ـ گیرغ ـ سیسمار ـ خزوک ـ موروک گلمپا ـ مم کهورک ـ آلوسرکو ـ کروسک و ... به رشته تحریر در آمده است.
روزی از روزگاران امروز جمعی از دوستان جمع و در شور و شعف بودند و بازار و جک و خنده شان داغ بود سالاری که گلّه اش از تل به جنگل برای چرا آورده بود زیر سایه کهور خوابیده بود که صدای خنده ای شنید ناگهان از جایش برخاست به دور و برش نگاه کرد کسی را ندید دوباره سرش را روی زمین نهاد اما برای بار دوم صدای خنده شنید که از راه نزدیک می آمد نشسسته و خوب گوشش تیز کرد متوجه شد که به طور یقین صدا از پشت تخته سنگی است که در فاصله کمی از او قرار گرفته است خود را به آهستگی و خزان خزان به سمت سنگ رساند که صدا از آنجا می آمد در کمال تعجب دید که جمعی از خزندگان و چرندگان به دور همدیگر جمعند و با هم در گفتگو و خنده اند نگاهش را متوجه مجلس آنان کرد و خزوک را دید که در گوشه ای لم داده و هیچ گفتگویی ندارد و هر از چند گاهی تکانی می خورد , موروک و گیرغ دست بر دست هم می زدند و آهسته به هم اشاره کرده و می خندیدند موروک گلمپا هم یکسره در حال خنده بود گاگلی کدخدای مجلس بود و قصه می گفت از آدمیزاد .
سیسمار یا همان سوسمار معروف هرچه گاگلی می گفت او گردنش می تکاند می گفت : خوب خوب دِگه !! مُم کهورک با شنیدن کلمه خوب خوب از سیسمار دِلَ بالا می افتاد و قه قه می خندید . خلاصه اینکه گاگلی از همه چیز آدمیزاد جک و داستان در می آورد ؛ قصه می زد که پدرم از پدرش و او هم از جد و آبادش شنیده که همین آدمیزاد دورانی شلوار و تمبان نداشت زمانی هم نعلین پایش نبود اما حال و روزش از الان بهتر بود کارهایشان حداقل با همان عقل ناقص خودشان جور در می آمد توی همین جنگل خودمان برزگر و کشاورز بودند با هم داهول و خنده و گپ و گفتار داشتند اما الان بلا نسبت جمع , رویم به کهور سرم به زیر سنگ , همه یک چیزی به دستشان است که به گوش خود می گذارند مثل بز گنوغ دور سر خود می گردند و می چرخند و با خود حرف می زنند . − مرادش موبایل بود − دوره ای سوار خر و قاطر بودند امروزه سوار بی جانی هستند که چهارتا پا دارد که ده برابر آلوسَرَکو دور خودش می چرخد جوری هم داخل آن می نشینند انگار خر لغنتشان زده است سر و رویشان خنده در آن نیست مثل پوراَکَرب گرفته است , قیافه شان نگاه بکنی بعضی کـلّـه شان ما را یاد دم کروسک می اندازد ریش که ندارند چون گردن همین دیم دراز لو واز− سوسمار− صاف است بعضی ریش بزی دارند جامه شان و تمبانشان همه تنگ که فکر می کنی تمبولک − میمون − آمده تمبولک شنیده اید ؛ سیسمار که تا به حال به گوشش نخورده بود هم می گفت: خوب خوب دگه !! یعنی شنیده ام بگو !!
گاگلی می گفت: چوک دخت خاله ما دوش از دهات خبر آورده که مردم خیلی ها چهار چشم شده اند گیرغ گفت: همه چیز به گوش خود شنیده بودیم الّا آدمیزاد چهارچشم . گاگلی گفت: تعجب نکن چوک دخت خاله ما گفته که دو تا چشمشان روی دماغشان است خودشان می گویند عینک شاید هم سینک .. سیسمار می گفت: خوب خوب دگه!!
گاگلی می گفت از سغها شنیده که چولنگ آدمیزاد از خودش گنوغ تر شده چطوری گوبَرَک (حمّالک) بارش گرد می کند و می برد چولنگ آدمیزاد هم یک چیزی دارند که همگی به دنبال آن می دوند − توپ − گاهی به سمت کوه و گاهی هم به طرف دریا می روند و می آیند ماده شان (زنان) که گیاه می چیدند و گاو و بز خود سیر می کردند و هر روز از اینجا می گذشتند کم و بیش می آیند کمی گیاه به سر می گیرند و سوی خانه می روند بعضی که با همان چارپای آلوسَرَکو گیاه خود می برند و قیافه ای می گیرند که چَغاشک هم نمی گیرد به قول خودشان می روند بَندِر خرید بکنند که من نمی دانم این بَندِر چه نیـِرشک تَری است که همه نصف هفته می روند بَندِر تازه وقتی به هم می رسند می گویند ما اصلاً نرسیدیم چیزی بخریم رفیقش که بندر نرفته بود می گوید به خاطر این است که خودت با فلانی رفتی و ما را خبر نکردی .
خلاصه کلام اینکه گاگلی از خیلی چیزهای آدمیزاد دَنگ در می آورد و می گفت و می خندیدند که ناگهان میشی سر به زیر آمد و پا گذاشت کلّه سر موروک گلمپای بیچاره که یک وجب سرش زیر خاک رفت و همه به گوشه ای فرار کرده و به سوراخی خزیدند , سالار سرش بلند کرد دید که روز بالای سرش رسیده و بزها و میشها همه روانه منزل گشته اند الّا همین میش تنبل به سرعت لنگ و دارش برداشت و رفت. قصه ما به سر رسید و الاغه به خانه اش نرسید.
- تیرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت - پاتل بنوبند - فاروق سالاری
منبع : نویسنده وبلاگ (از هیچ کتاب و نوشته ای استفاده نشده است)
دوشنبه سی و یکم تیر 1387
استعلام طوایف منشعب از اقوام شهروئی
با سلام به همه خوانندگان تارنگار پاتلیها به در خواست یکی از خوانندگان این مرکز و تماسهای مکرر ایشان در خصوص مشخص نمودن وضعیت پراکندگی قوم شهروئی که به گفته وی مقر اصلی این قوم و ایل از کهکیلویه است و اتابکان فارس هم در بلاد شاپور به آنها نسبت داده می شوند هم اکنون اهالی روستاهای تابعه شهرستان بهبهان و تعدادی از ساکنین ممسنی و اهواز مدعی هستند که از این قوم و ایل می باشند حال به علت داشتن پسوند شهروئی در بعضی از مناطق ایران و خصوصا این منطقه تحقیقات در این زمینه مورد بررسی دوست خواننده وبلاگ است لذا از کلیه خوانندگان محترم خواستاریم هر گونه اطلاعی از این موضوع و وضعیت تاریخی آن دارند در بخش نظرات اعلام نموده یا به آدرس ایمیل مدیر سایت ارسال نمایند .
از اهالی روستاهای شهرو و تابعه هر کس اطلاع تاریخی موثقی از این موضوع و تاریخچه این روستا دارد هم می تواند با ما در میان بگذارد.
به پاس و احترام خواننده محترم آقای میثم از اهواز
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387
آغاز تمرینات تیم فوتبال فردوس پاتل بنوبند
آقای پور رجبی سابقه مربيگری تیم فوتبال پیروزی پشته ایسین را به مدت ۷ سال داراست که در این مدت ۶ دوره این تیم را به مقام قهرمانی لیگ بخش مرکزی رسانده است و در حال حاضر مربیگری تیم فوتبال جوانان پاس پشته ایسن و هم چنین آذرخش بندرعباس را عهده دار است .
انجمن اسلامی جوانان پاتل بنوبند و باشگاه ورزشی فردوس حضور ایشان را در روستای پاتل بنوبند گرامی می دارد.
جمعه دهم خرداد 1387
عملیات اجرایی مدرسه پنج کلاسه روستای پاتل بنوبند
مدیر کل سازمان نوسازی، توسعه و تجهیزمدارس هرمزگان گفت: عملیات اجرایی دو واحدآموزشی به همت خیرین مدرسه ساز در این استان آغاز شد.
ناصر فتحی،سه شنبه در گفت و گو با ایرنا افزود: یکی از این واحدها مدرسه پنج کلاسه روستای پاتل بنوبند بندرعباس با اعتبار یک میلیارد و ۸۰۰میلیون ریال است که هزینه ساخت آن توسط خیر عبدالرحیم آرمین تقبل شده است.
وی اضافه کرد: این فضای آموزشی شامل ساختمان آموزشی، سرویس بهداشتی و محوطه سازی با زیربنای ۳۸۰مترمربع می باشد.
انجمن اسلامی جوانان پاتل بنوبند تشکر ویژه خود را از آقای مهندس علی آباد و آقای احمدپور و جناب خیر محترم آقای عبدالرحیم آرمین اعلام داشته و از خداوند متعال بهترین ها را برای آنان آرزومند است.
- دهم خردادماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت
اعضای انجمن اسلامی جوانان پاتل بنوبند
پنجشنبه دوم خرداد 1387
مجتمع خیریه فرهنگی و آموزشی وحدت پاتل بنوبند
انجمن اسلامی جوانان پاتل بنوبند
در راستای توانمند سازی جامعه روستایی درصدد احداث مرکز فرهنگی
آموزشی تحت عنوان
مجتمع خیریه فرهنگی و آموزشی وحدت پاتل بنوبند
است لذا از کلیه خیرین و نیکوکاران تقاضامند است در این امر خیر و
خداپسندانه شرکت نمایند.
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387
مرکز عکس و تصویر پاتل فوتو افتتاح شد
مرکز عکس و تصویر پاتل فوتو
افتتاح شد
بهترین عکسها و تصاویر دیدنی در زمینه های مختلف شامل عکسها و والپیپرهای اسلامی و مساجد ورزشی فوتبالی طبیعت حیوانات محلی بندری سیاسی کاریکاتور و ...
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
اعضای اصلی انجمن اسلامی جوانان پاتل بنوبند برای سال 1387
جلسه ای با حضور هیات مدیره و اعضای انتخابی جهت برگزاری انتخابات یک روز پس از جلسه مجمع عمومی سالانه انجمن در تاریخ ۱۸/۱۲/۸۶ انتخابات انجمن برگزار و افراد زیر به عنوان اعضای اصلی و کادر اجرایی انجمن در سال ۸۷ انتخاب شدند.
رییس انجمن : فاروق سالاری
نایب رییس : علی کی مرام
منشی : طیب بیدخام
سخنگو : حسین غیبی چی
رییس کمیته فرهنگی : صالح رییسی
رییس کمیته آموزشی : محمد حسین بیدخام
رییس کمیته ورزشی : یوسف بیدخام
رییس کمیته مالی : مجید نیک روش
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
جلسه مجمع عمومی انجمن اسلامی جوانان پاتل بنوبند
جلسه مجمع عمومی سالانه انجمن اسلامی جوانان پاتل بنوبند در تاریخ ۱۷ اسفند ۸۶ در مسجد جامع محمدی با حضور اکثریت اهالی شامل مردان و زنان روستا حول محور گزارش دهی فعالیتهای انجمن در سال ۸۶ با حضور مهمانان ویژه و با سخنرانی اساتیدی همچون آقای حسن زاده آقای درزند و آقای پرون برگزار شد در این جلسه با پذیرایی از مهمانان و مدعوین جلسه پیگیری و در نهایت با رای گیری تعداد ده نفر به عنوان اعضای اصلی هیات مدیره و ۲۵ نفر شرکت کننده در انتخابات برای تعیین ترکیب اعضای اصلی و اجرایی انجمن معرفی و جهت انتخاب به جلسه روز بعد به مورخه ۱۸ اسفند فراخوانده شدند.
انجمن اسلامی از همه کسانی که در برگزای این جلسه همت به خرج دادند کمال تشکر و قدردانی را دارد.
یکشنبه پنجم اسفند 1386
سیر و سفر
سیر و سفر
چنین انــدر احـــوال این روزگــار
پیامم میدادزندگی چویک آموزگار
سیر و سفر باید نمود رسم قدیـم
تا نگردی غمگین وپشیمان وندیم
اگر خواهی شناسی رفیق ازنارفیق
مرکب گزیـن شو با دوستان شفیق
کاری کن مهربان باشی و صبـــور
نشوی زهرگفتگویی ملول ورنجور
هفته باید بود و روزهای بیـــشمار
تاببینی دلگیری بدتر بود زنیش مار
سوی دیـــاران عزم بازگشت کنند
مهربانــی ها را به پشیزی بفروشــند
خرمنی را به خوشه ای عوض نمودند
فاروقا سفره سرای مهربانی بگشا
لبـت را ز هرزه گویی ها در کــشــا
سخنهای بیهوده ناگشتــه برگشــت


